آره بخند.بخند که حالم خنده داره...

امکانات


نويسندگان

پیوندها

Love Poems

به قلم : مسعود محدثی چهار شنبه 1 آبان 1392 12:0

یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش … مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت … طرف یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعد … مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه … اون مرد گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر … مرگ قبول کرد و اون مرد رفت شربت بیاره … توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت … مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت … مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد و نوشت آخر لیست و منتظر شد تا مرگ بیدار شه … مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت! بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم!

نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






درباره نویسنده

  • خواجه مگو که من منم من نه منم نه من منم گر تو تويي و من منم من نه منم نه من منم عا شق زار او منم بي دل و يا ر او منم با غ و بها ر او منم من نه منم نه من منم يار و نگار او منم غنچه و خار او منم بر سر دار او منم من نه منم نه من منم لاله عذار او منم چاره ي کار او منم حسن وجوار او منم من نه منم نه من منم باغ شدم زورد او داغ شدم زگرد او زاغ شدم ز درد او من نه منم نه من منم آب گذشت از سرم بخت برفت از برم ماه بريخت اخترم من نه منم نه من منم لاف زدم ز جام او گام شدم ز گام او عشق چه گفت نام او من نه منم نه من منم روح مرا حيات ازو ذات مرا صفات ازو فقر مرا ذکات از او من نه منم نه من منم جان مرا جمالازو نفس مرا جلال ازو عشق مرا کمال ازومن نه منم نه من منم قرق شدم ز روح او بحر شدم ز نوح او تا برسد فتوح او من نه منم نه من منم دولت شيد او منم باز سپيد او منم راه اميد او منم من نه منم نه من منم گفت برو تو شمس دين هيچ مگو از ان واين تا شودت گمان يقين من نه منم نه من منم

طراحی قالب

سایر امکانات




  • مرجع کد آهنگ برای وبلاگ

    کد حرکت متن دنبال موس